تبليغاتX
انديشه نو

انديشه نو

روزملاقات

همه اين روز و شب ها، جلو رفتن ها و عقب افتادن ها، بلند شدن ها و زمين خوردن ها، ذكرها و غفلت ها، آخرش به آن ملاقات ختم مي شود. «اِنك كادحُ اِلى رَبك كدحاً فَمُلاقيه» باورت مي شود؟!
توي دنياي ما، ملاقات و ديدار و روبه رو شدن با آدم ها، دو روي متضاد دارد. گاهي آن قدر مشتاقيم براي ملاقات عزيزي، كه ثانيه ها را براي ديدارش مي شمريم، سر از پا نمي شناسيم، خودمان را، دور و برمان را مهيا مي كنيم براي لحظه ديدار.
آن روي ديگر سكه بعضي ملاقات هاست كه به هر دليلي خوشايند ما نيست. گاهي شرمنده ايم از اين كه با كسي روبه رو بشويم. جايي بد كرده ايم به او، حقش را ادا نكرده ايم، تكليف مان را انجام نداده ايم. اين طور وقت ها، دل مان مي خواهد روز ملاقات هي عقب بيفتد، بلكه بتوانيم توي اين فاصله جبران بكنيم.
براي همين است كه يكي از نشانه هاي اهل خشوع، همين است كه به اين ملاقات ايمان دارند. باورشان شده خداي شان را ملاقات مي كنند؛ «الذين يظنون انهم ملاقوا ر بهم
آن روز را «يوم التلاق» ناميده اند. يعني روز ملاقات؛ روز روبه رو شدن. آماده اي؟ !
بسم الله الرحمن الرحيم
«....يُلْقِىالروحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التلَاقِ

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت   توسط حسن ابراهیمی  | 

تندخواندن براي تند قبول شدن!

وقتي شخصي افكار نا آرام و پريشان دارد نمي تواند براي مطالعه زمان كافي اختصاص بدهد، حال بايد پرسيد آيا نوجوانان و جوانان و داوطلبان، تكنيك يادگيري سريع را در همه موارد مطالعاتي خود به كار مي گيرند يا فقط زماني كه دانش آموز يا دانشجو هستند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت   توسط حسن ابراهیمی  | 

داستانك

بوي بد كينه!
معلم يك كودكستان به بچه هاي كلاس گفت كه مي خواهد با آنها بازي كند. او به آنها گفت كه فردا هر كدام يك كيسه پلاستيكي بردارند و درون آن به تعداد آدمهايي كه از آنها بدشان مي آيد، سيب زميني بريزند و با خود به كودكستان بياورند. فردا بچه ها با كيسه هاي پلاستيكي به كودكستان آمدند. در كيسه بعضي ها دو، بعضي ها سه و بعضي ها پنج سيب زميني بود. معلم به بچه ها گفت: تا يك هفته هر كجا كه مي روند كيسه پلاستيكي را با خود ببرند. روزها به همين ترتيب گذشت و كم كم بچه ها شروع كردند به شكايت از بوي سيب زميني هاي گنديده. به علاوه، آنهايي كه سيب زميني بيشتري داشتند از حمل آن بار سنگين خسته شده بودند. پس از گذشت يك هفته، اين بازي بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند. معلم از بچه ها پرسيد: از اينكه يك هفته سيب زميني ها را با خود حمل مي كرديد چه احساسي داشتيد ؟
بچه ها از اينكه مجبور بودند، سيب زميني هاي بد بو و سنگين را همه جا با خود حمل كنند شكايت داشتند. آنگاه معلم منظور اصلي خود را از اين بازي، اين چنين توضيح داد:
اين درست شبيه وضعيتي است كه شما كينه آدم هايي كه دوست شان نداريد را در دل خود نگه مي داريد و همه جا با خود مي بريد. بوي بد كينه و نفرت، قلب شما را فاسد مي كند و شما آن را به همه جا همراه خود حمل مي كنيد.
حالا كه شما بوي بد سيب زميني ها را فقط براي يك هفته نتوانستيد تحمل كنيد:
پس چطور مي خواهيد بوي بد نفرت را براي تمام عمر در دل خود تحمل كنيد؟

محبوبه ابراهيمى

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت   توسط حسن ابراهیمی  | 

تملق

آورده اند: فتحعلي شاه كه شعر هم مي گفت، قطعه اي از شعر خود را به فتحعلي خان صبا ملك الشعرا عرضه كرد و از او پرسيد كه چطور است؟
ملك الشعرا پاسخ داد: شعري است خالي از مضمون و پوچ.
شاه از اين گفته بر آشفت و امر داد ملك الشعراي بيچاره را به اصطبل برده و سر آخور ببندند. پس از مدتي كه خشم شاه فروكش كرد، صبا را عفو نمود. مدتي بعد كه شاه شعري سروده بود بر ملك الشعرا خواند و رأي او را در باب اين شعر جويا شد. ملك الشعرا بدون آنكه چيزي بگويد از جا برخاست و به طرف در روانه شد.
شاه پرسيد: ملك الشعرا كجا مي روي؟
ملك الشعرا پاسخ داد: مي روم اصطبل قربان!
شاه خنديد و ديگر شعر خود را به او عرضه نكرد. مجله يادگار- مهر 1323))

    *******************************************************************************************

در حديث آمده كه تعريف و تمجيد بيش از معمول، تملق است و كمتر از حد استحقاق حسادت است و حد متوسط آن است كه انسان هر چيزي و هر شخصي را در حد و شأن خودش ارزيابي نمايد. لكن ملاك در نزد شاهان و زورگويان ملاك تمجيد و تملق است و در غير آن تنبيه به دنبال دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت   توسط حسن ابراهیمی  | 

بسيجي كيست؟

بازتعريف هويت بسيج و بسيجي و تعمق و تدبر در فهم آن يكي از ضروري‌ترين نيازها و وظايف امروز نسل امروز بسيج در آستانه آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامي است. بي‌شك از آنجا كه بسيج فرزند عزيز و صالح رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني(ره) و شاگرد خلف ايشان حضرت آيت الله خامنه‌اي است، براي رسيدن به شناختي حقيقي از معناي بسيجي و مولفه‌ها و شاخصه‌هاي هويت بسيجي، بايد به سراغ آراء و نظرات ايشان رفت و كلام اين دو بزرگوار را مرور نمود.

در اين گفتار در پاسخ به سوال بسيجي كيست، مولفه هايي از رهنمودهاي حضرت آيت الله خامنه اي استخراج شده

الف- معناي بسيج

1- حركت عظيم ملت ايران، همراه با آگاهي؛

2- احساس آميخته‌ي با عقلانيت؛

3- حركت و عمل آميخته‌ي با مبناي فكري؛

4- عملگرايي همراه با آرمان‌گرايي؛

5-ديدن افق‌هاي دوردست؛ اينها مجموعه‌يي است كه ذهنيت و هويت بسيج را تشكيل مي‌دهد

6-اگر بخواهيم بسيج را در يك تعريف كوتاه معرفي كنيم، بايد بگوييم: بسيج، عبارت است از مجموعه‌اي كه در آن، پاكترين انسانها، فداكارترين و آماده به كارترين جوانان كشور، در راه اهداف عالي اين ملت و براي به كمال رساندن و به خوشبختي نائل كردن اين كشور، جمع شده‌اند.

7- بسيج، عبارت است از تشكيلاتي كه در آن، افراد متفرق و تنها، به يك مجموعه‌ي عظيم و منسجم و به يك گروه آگاه، متعهد، بصير و بيناي به مسائل كشور و به نياز ملت، تبديل مي‌شوند؛

8- مجموعه‌اي كه دشمن را بيمناك و دوستان را اميدوار و خاطرجمع مي‌كند. معناي بسيج، اين است.

9- بسيج در حقيقت، مظهر يك وحدت مقدس، ميان افراد ملت است.

10- بسيج در واقع، مظهر عشق و ايمان و آگاهي و مجاهدت و آمادگي كامل، براي سربلند كردن كشور و ملت است. همه‌ي انسانهايي كه اين خصوصيات را دارند، در واقع جزو بسيجند

11-بسيج حركتي خردمندانه؛ حركت بسيج هم، از روز اول تا امروز، يك حركت خردمندانه بوده است. به تبليغات دشمنان، كه بهترين جوانان ما و فداكارترين و با صفاترين و نورانيترين عناصر اين ملت را، به تعصب و تحجر رمي مي‌كنند، كاري نداريم

12- بسيج حركتي عميق و منطبق بر نيازهاي دنياي اسلام: بسيج يك حركت بي ريشه و سطحي و صرفاً ازروي احساسات نيست، بسيج يك حركت منطقي و عميق و اسلامي و منطبق بر نيازهاي دنياي اسلام – و به طريق اولي – جامعه اسلامي است. قرآن كريم مي فرمايد: «هو الذي ايدك بنصره و بالمؤمنين» اي پيامبر، خداي متعال تو را، هم به وسيله نصرت خودش و هم از طريق مؤمنين مؤيد قرار داد و كمك كرد. اين خيل عظيم مؤمنيني كه در اينجا مورد اشاره آيه قران قرار گرفته اند، عبارت ديگري است از آنچه كه امروز به نام بسيج در جامعه ما قرار دارد

13- بسيج يعني حضور در صحنه؛ بسيج، يعني حضور در ميدانهايي كه نظام اسلامي، وظيفه‌ي انساني و الهي و نيازهاي كشور، حضور او را در آن ميدانها لازم مي‌داند و او را به آنها فرا مي‌خواند. بسيجي، هر يك از آحاد ملت است كه در هرجايي كه به حضور او نياز هست، آماده باشد.

14- بسيج يعني حضور با ايمان‌ترين‌ها براي دفاع از كشور: بسيج، يعني حضور بهترين و با نشاطترين و باايمان‌ترين نيروهاي عظيم ملت در ميدانهايي كه براي منافع ملي و براي اهداف بالا، كشورشان به آنها نياز دارد. هميشه بهترين و خالصترين و شرافتمندترين و پرافتخارترين انسانها، اين خصوصيات را دارند. بسيج در يك كشور، معنايش آن زمره‌اي است كه حاضرند اين پرچم افتخار را بر دوش بكشند و برايش سرمايه‌گذاري كنند؛ كه آسان هم نيست.

15- امروز همه‌ جوانان ما، پيران ما، دانشجويان ما، روحانيون ما، بزرگان ما، كوچكان ما و قشرهاي مختلف مافهميده‌اند كه سعادتشان در اين است كه اسلام را با بصيرت و با روشن‌بيني و خردمندي بفهمند و آن را به‌كار گيرند تا بتوانند از دشمنيها بكاهند، دشمنيها را دفع كنند. اين همان بسيج است؛ حقيقت بسيج يعني اين. ارتش بيست ميليوني كه امام فرمودند، يعني اين

16- بسيج به اين معناست كه جوانان ملت و عناصر كاري ملت، در ميدانهاي سخت، احساس كنند كه به اميد خدا و با توكل بر او، داراي چنان قدرت و توانايي هستند كه مي‌توانند در مقابل دشمنان بايستند. اين، معناي بسيج است

17- بعضي خيال مي‌كنند بسيج يك سازمان دولتي است؛ اما اين‌طور نيست. بسيج مجموعه‌اي غير رسمي در خدمت انقلاب: بسيج معنايش اين است كه آن روزي كه ميدان دفاع از مرزهاي كشور يا از استقلال كشور يا از سربلندي كشور مطرح باشد و باز بشود، اين فقط سازمانهاي رسمي نيستند كه وارد ميدان مي‌شوند؛ بلكه آحاد ملت به اينها كمك مي‌كنند و وارد ميدان مي‌شوند؛ همچنان كه در طول اين بيست سال در دوران جنگ و قبل از جنگ و بعد از جنگ وارد شدند. اين معناي بسيج است.

اگر هر كدام از دستگاه‌هاي گوناگون كشور روحيه‌ي بسيجي پيدا كنند، توفيقات‌شان بيشتر مي‌شود... فرهنگ بسيجي است كه مي‌تواند بر همه‌ي تحولات اين كشور فايق بيايد و حركت اين كشور را تضمين كند.

 

ب) مؤلفه‌هاي هويت بخش بسيج

1- معنويت؛ 2- شجاعت؛ 3 –غيرت؛ 4- استقلال؛ 5- آزادگي؛ 6- اسير خواستهاي حقير نشدن7- بيدار شدن؛ 8- حساس بودن؛

9- انگيزه داشتن؛10- اميد؛ 11- تكيه به هدايت الهي و اعتماد به كمك الهي.

12- ايمان عميق؛تلاش مخلصانه؛هشياري در شناخت دشمن؛گذشت و ايثار در برابر دوست؛و ايستادگي و مقاومت شجاعانه و خستگي‌ناپذير؛ اين آن حقيقت والايي كه امام بزرگوار ما به خاطر آن، بسيجي بودن را افتخار خود مي‌دانست.

13- روشن‌بيني؛ حركت منطقي و خردمندانه؛ محاسبات دقيق، كار دقيق و نتايج علمي جزو خصوصياتي بوده كه از روز اول تا امروز، در بسيج مردمي محسوس بوده است

14- عنصر مؤمن انقلابي علاقه‌مند به سرنوشت ميهن؛ 15- علاقه‌مند به سرنوشت كشور؛ 16- يك فرد فداكار.

17- بسيج همچنين يعني: انسان باهمتي كه غيرت ديني و دانايي فكري و نيازشناسي و ابتكار و جوشش ذهني و خلاقيت دارد ووارد ميدان مي‌شود

18- بسيجي، يعني: دلِ با ايمان،مغزِ متفكّر، داراي آمادگي براي همه‌ ميدانهايي كه وظيفه‌اي انسان را به آن ميدانها فرا مي‌خواند. اين معناي بسيجي است.

19- از همه‌ي قشرها يك بسيجي، آن كسي است كه مقدورات و امكان خود را در راه هدف‌هاي عظيم اين ملت به ميدان مي‌آورد؛ خود را سهيم مي‌كند؛ خود را مسؤول مي‌داند و مايل نيست كنار بنشيند، تا ديگران تلاش كنند، او هم نگاه كند؛ يا آن‌جايي كه سودمند است، سودش را ببرد؛ و يا تا يك گوشه‌اش ساييده شد، بنا كند به ايراد گرفتن و اعتراض كردن؛ اين‌جور انسان هم در جامعه داريم؛ بسيجي آن كسي است كه اين‌گونه نيست.

20- روحيه‌ي بسيجي يك روحيه‌يي است كه اگر در هر نقطه‌يي و در هر قشري به‌وجود بيايد، در آن‌جا فعاليت و نشاط و حركت و حيات را مضاعف و چند برابر مي‌كند؛ اين معناي بسيج است.

21- شرط ديگر اين است كه در مقابل اين حركت و كار، از كسي مزد نخواهد. مزد، مربوط به جايي است كه كسي از بيرون به ما انگيزه مي‌دهد - اين كار را بكن، اين پول را بگير - وقتي ما از درون و عمق جان و از عشقمان انگيزه مي‌گيريم، از چه كسي مي‌خواهيم مزد بگيريم؟ مزد دادن، تحقير ماست؛ تحقير انساني است كه از درون دارد مي‌جوشد. اينها خصوصيات يك انسان بسيجي است؛ فرهنگ بسيج يعني اين. هيچ ملت باشرفي از وجود مجموعه‌ بسيجي در درون خود بي‌نياز نيست.

22- جهاد و شهادت، دو فصل بزرگ حركت بسيج: مكتب بسيج، مكتب مجاهدت معنوي و مخلصانه است. اين مجاهدت، براي ملت و كشور و بالاتر از همه براي دين خدا و سرافرازي پرچم آزادگي اسلامي در همه‌ي دنياست. اين مجاهدت خطراتي دارد. بالاترين خطر براي انسان، جان باختن است. در مكتب بسيج، نام اين جان باختن «شهادت» است. جهاد و شهادت، دو فصل بزرگ حركت بسيجي است.

 


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت   توسط حسن ابراهیمی  | 

روزبسیج

تا زمانى كه براى اين كشور امنيت لازم است و تا وقتى كه اين كشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد - يعنى هميشه؛ چون هميشه احتياج به امنيت هست - به نيروى بسيج، به انگيزه بسيجى، به سازماندهى بسيجى و به عشق و ايمان بسيجى احتياج هست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت   توسط حسن ابراهیمی  | 

...ترين كلمات!

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

پر معنى ترين ، بى رحم ترين ، سركش ترين ، خودخواهانه ترين ، پوچ ترين و ... کلمات



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت   توسط حسن ابراهیمی  | 

ابهام در مديريت تصرف سفارت آمريكا در تهران

در اين ماجرا از همان ابتدا و شروع كار ابهام و سوالات و شبهات ابهام انگيز زيادي در خصوص برنامه ريزي و مديريت اين مركز اطلاعاتي و جاسوسي مطرح بود كه برحسب ضرورت انقلاب به سكوت گذشت و هر زمان به جلو مي آمد درباره آن سخن گفته نشد و نكات مبهم در اين رابطه همچنان بر قوت خود باقي ماند كه هنوز هم روشن نشده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت   توسط حسن ابراهیمی  | 

كدام كرامت؟

آورده اند: شيخ مرتضي انصاري (ره) وقتي با مريدان سفر مي كرد، غروب پشت دروازه مانده و به شهر راهشان ندادند. آنجا با مريدان نماز خواند.
مريدي گفت: ما توقع داشتيم مثل بسياري از اولياي گذشته دروازه خود به خود به روي شما باز شود.
شيخ پاسخ داد: بعد از مرگ ما البته از اين كرامات بسيار در حق ما نقل خواهند نمود.

(هزار و يك حكايت، ج2)

نظر:

يكي از بزرگان از قول يك مسيحي نقل مي كرد كه در بين مسلمانان يك نفر زنده، خوب نيست و يك نفر مرده بد هم نيست زيرا تا افراد و شخصيت ها زنده هستند چيزي از خوبي ها نمي گويند وقتي از دنيا رفتند زبان به مدح و ثنا مي گشايند! البته افراط و تفريط چه در مورد افراد در قيد حيات يا كساني كه از دنيا مي روند مذموم است بدتر از اين، آن است كه بعد از مرگ برخي شخصيت ها، كراماتي به آنها نسبت مي دهند كه با واقعيت هاي زندگي آنان چندان انطباق ندارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت   توسط حسن ابراهیمی  | 

جملات طلایی «آقا» در قم

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت   توسط حسن ابراهیمی  |