
بازتعريف هويت بسيج و بسيجي و تعمق و تدبر
در فهم آن يكي از ضروريترين نيازها و وظايف امروز نسل امروز بسيج در آستانه آغاز دهه
چهارم انقلاب اسلامي است. بيشك از آنجا كه بسيج فرزند عزيز و صالح رهبر كبير انقلاب
اسلامي حضرت امام خميني(ره) و شاگرد خلف ايشان حضرت آيت الله خامنهاي است، براي رسيدن
به شناختي حقيقي از معناي بسيجي و مولفهها و شاخصههاي هويت بسيجي، بايد به سراغ آراء
و نظرات ايشان رفت و كلام اين دو بزرگوار را مرور نمود.
در اين گفتار در پاسخ به سوال بسيجي كيست،
مولفه هايي از رهنمودهاي حضرت آيت الله خامنه اي استخراج شده
الف- معناي بسيج
1- حركت عظيم ملت ايران، همراه با آگاهي؛
2- احساس آميختهي با عقلانيت؛
3- حركت و عمل آميختهي با مبناي فكري؛
4- عملگرايي همراه با آرمانگرايي؛
5-ديدن افقهاي دوردست؛ اينها مجموعهيي
است كه ذهنيت و هويت بسيج را تشكيل ميدهد
6-اگر بخواهيم بسيج را در يك تعريف كوتاه
معرفي كنيم، بايد بگوييم: بسيج، عبارت است از مجموعهاي كه در آن، پاكترين انسانها،
فداكارترين و آماده به كارترين جوانان كشور، در راه اهداف عالي اين ملت و براي به كمال
رساندن و به خوشبختي نائل كردن اين كشور، جمع شدهاند.
7- بسيج، عبارت است از تشكيلاتي كه در آن،
افراد متفرق و تنها، به يك مجموعهي عظيم و منسجم و به يك گروه آگاه، متعهد، بصير و
بيناي به مسائل كشور و به نياز ملت، تبديل ميشوند؛
8- مجموعهاي كه دشمن را بيمناك و دوستان
را اميدوار و خاطرجمع ميكند. معناي بسيج، اين است.
9- بسيج در حقيقت، مظهر يك وحدت مقدس، ميان
افراد ملت است.
10- بسيج در واقع، مظهر عشق و ايمان و آگاهي
و مجاهدت و آمادگي كامل، براي سربلند كردن كشور و ملت است. همهي انسانهايي كه اين
خصوصيات را دارند، در واقع جزو بسيجند
11-بسيج حركتي خردمندانه؛ حركت بسيج هم،
از روز اول تا امروز، يك حركت خردمندانه بوده است. به تبليغات دشمنان، كه بهترين جوانان
ما و فداكارترين و با صفاترين و نورانيترين عناصر اين ملت را، به تعصب و تحجر رمي ميكنند،
كاري نداريم
12- بسيج حركتي عميق و منطبق بر نيازهاي
دنياي اسلام: بسيج يك حركت بي ريشه و سطحي و صرفاً ازروي احساسات نيست، بسيج يك حركت
منطقي و عميق و اسلامي و منطبق بر نيازهاي دنياي اسلام – و به طريق اولي – جامعه اسلامي
است. قرآن كريم مي فرمايد: «هو الذي ايدك بنصره و بالمؤمنين» اي پيامبر، خداي متعال
تو را، هم به وسيله نصرت خودش و هم از طريق مؤمنين مؤيد قرار داد و كمك كرد. اين خيل
عظيم مؤمنيني كه در اينجا مورد اشاره آيه قران قرار گرفته اند، عبارت ديگري است از
آنچه كه امروز به نام بسيج در جامعه ما قرار دارد
13- بسيج يعني حضور در صحنه؛ بسيج، يعني
حضور در ميدانهايي كه نظام اسلامي، وظيفهي انساني و الهي و نيازهاي كشور، حضور او
را در آن ميدانها لازم ميداند و او را به آنها فرا ميخواند. بسيجي، هر يك از آحاد
ملت است كه در هرجايي كه به حضور او نياز هست، آماده باشد.
14- بسيج يعني حضور با ايمانترينها براي
دفاع از كشور: بسيج، يعني حضور بهترين و با نشاطترين و باايمانترين نيروهاي عظيم ملت
در ميدانهايي كه براي منافع ملي و براي اهداف بالا، كشورشان به آنها نياز دارد. هميشه
بهترين و خالصترين و شرافتمندترين و پرافتخارترين انسانها، اين خصوصيات را دارند. بسيج
در يك كشور، معنايش آن زمرهاي است كه حاضرند اين پرچم افتخار را بر دوش بكشند و برايش
سرمايهگذاري كنند؛ كه آسان هم نيست.
15- امروز همه جوانان ما، پيران ما، دانشجويان
ما، روحانيون ما، بزرگان ما، كوچكان ما و قشرهاي مختلف مافهميدهاند كه سعادتشان در
اين است كه اسلام را با بصيرت و با روشنبيني و خردمندي بفهمند و آن را بهكار گيرند
تا بتوانند از دشمنيها بكاهند، دشمنيها را دفع كنند. اين همان بسيج است؛ حقيقت بسيج
يعني اين. ارتش بيست ميليوني كه امام فرمودند، يعني اين
16- بسيج به اين معناست كه جوانان ملت و
عناصر كاري ملت، در ميدانهاي سخت، احساس كنند كه به اميد خدا و با توكل بر او، داراي
چنان قدرت و توانايي هستند كه ميتوانند در مقابل دشمنان بايستند. اين، معناي بسيج
است
17- بعضي خيال ميكنند بسيج يك سازمان دولتي
است؛ اما اينطور نيست. بسيج مجموعهاي غير رسمي در خدمت انقلاب: بسيج معنايش اين است
كه آن روزي كه ميدان دفاع از مرزهاي كشور يا از استقلال كشور يا از سربلندي كشور مطرح
باشد و باز بشود، اين فقط سازمانهاي رسمي نيستند كه وارد ميدان ميشوند؛ بلكه آحاد
ملت به اينها كمك ميكنند و وارد ميدان ميشوند؛ همچنان كه در طول اين بيست سال در
دوران جنگ و قبل از جنگ و بعد از جنگ وارد شدند. اين معناي بسيج است.
اگر هر كدام از دستگاههاي گوناگون كشور
روحيهي بسيجي پيدا كنند، توفيقاتشان بيشتر ميشود... فرهنگ بسيجي است كه ميتواند
بر همهي تحولات اين كشور فايق بيايد و حركت اين كشور را تضمين كند.
ب) مؤلفههاي هويت بخش بسيج
1- معنويت؛ 2- شجاعت؛ 3 –غيرت؛ 4- استقلال؛
5- آزادگي؛ 6- اسير خواستهاي حقير نشدن7- بيدار شدن؛ 8- حساس بودن؛
9- انگيزه داشتن؛10- اميد؛ 11- تكيه به
هدايت الهي و اعتماد به كمك الهي.
12- ايمان عميق؛تلاش مخلصانه؛هشياري در
شناخت دشمن؛گذشت و ايثار در برابر دوست؛و ايستادگي و مقاومت شجاعانه و خستگيناپذير؛
اين آن حقيقت والايي كه امام بزرگوار ما به خاطر آن، بسيجي بودن را افتخار خود ميدانست.
13- روشنبيني؛ حركت منطقي و خردمندانه؛
محاسبات دقيق، كار دقيق و نتايج علمي جزو خصوصياتي بوده كه از روز اول تا امروز، در
بسيج مردمي محسوس بوده است
14- عنصر مؤمن انقلابي علاقهمند به سرنوشت
ميهن؛ 15- علاقهمند به سرنوشت كشور؛ 16- يك فرد فداكار.
17- بسيج همچنين يعني: انسان باهمتي كه
غيرت ديني و دانايي فكري و نيازشناسي و ابتكار و جوشش ذهني و خلاقيت دارد ووارد ميدان
ميشود
18- بسيجي، يعني: دلِ با ايمان،مغزِ متفكّر،
داراي آمادگي براي همه ميدانهايي كه وظيفهاي انسان را به آن ميدانها فرا ميخواند.
اين معناي بسيجي است.
19- از همهي قشرها يك بسيجي، آن كسي است
كه مقدورات و امكان خود را در راه هدفهاي عظيم اين ملت به ميدان ميآورد؛ خود را سهيم
ميكند؛ خود را مسؤول ميداند و مايل نيست كنار بنشيند، تا ديگران تلاش كنند، او هم
نگاه كند؛ يا آنجايي كه سودمند است، سودش را ببرد؛ و يا تا يك گوشهاش ساييده شد،
بنا كند به ايراد گرفتن و اعتراض كردن؛ اينجور انسان هم در جامعه داريم؛ بسيجي آن
كسي است كه اينگونه نيست.
20- روحيهي بسيجي يك روحيهيي است كه اگر
در هر نقطهيي و در هر قشري بهوجود بيايد، در آنجا فعاليت و نشاط و حركت و حيات را
مضاعف و چند برابر ميكند؛ اين معناي بسيج است.
21- شرط ديگر اين است كه در مقابل اين حركت
و كار، از كسي مزد نخواهد. مزد، مربوط به جايي است كه كسي از بيرون به ما انگيزه ميدهد
- اين كار را بكن، اين پول را بگير - وقتي ما از درون و عمق جان و از عشقمان انگيزه
ميگيريم، از چه كسي ميخواهيم مزد بگيريم؟ مزد دادن، تحقير ماست؛ تحقير انساني است
كه از درون دارد ميجوشد. اينها خصوصيات يك انسان بسيجي است؛ فرهنگ بسيج يعني اين.
هيچ ملت باشرفي از وجود مجموعه بسيجي در درون خود بينياز نيست.
22- جهاد و شهادت، دو فصل بزرگ حركت بسيج:
مكتب بسيج، مكتب مجاهدت معنوي و مخلصانه است. اين مجاهدت، براي ملت و كشور و بالاتر
از همه براي دين خدا و سرافرازي پرچم آزادگي اسلامي در همهي دنياست. اين مجاهدت خطراتي
دارد. بالاترين خطر براي انسان، جان باختن است. در مكتب بسيج، نام اين جان باختن «شهادت»
است. جهاد و شهادت، دو فصل بزرگ حركت بسيجي است.